counter create hit

مطالب مرتبط:

عادت های سالم برای داشتن یک زندگی شاد

با نگاه کردن به سبک زندگی مردم در سراسر جهان میتوان نکات مهم و تاثیر گذاری را دید که هرکسی میتواند برای بهبود زندگی شخصی اش از آنها استفاده کند. به گزارش آلامتو به نقل از یاهو؛ در حالی که آمریکایی ها گام های بسیاری در زمینه بهداشت و سلامتی برداشته اند (ما دی ...

شراره درشتی بیوگرافی و عکس های شراره درشتی و ماجرای ازدواج و فوت همسرش

عکس های شراره درشتی و بیوگرافی این بازیگر شراره درشتی، زاده سال 1354 در شهر تهران است. او بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون ایران است. او سال های پیش فعالیتش را از تئاتر شروع کرد و به دلیل ازدواج با رضا ژیان، فعالیت وی در تئاتر بیشتر شدو پس از فوت همسرش او از ا ...

پرداخت وام ازدواج ۱۵میلیون تومانی ابلاغ شد

بانک مرکزی، بند «الف» تبصره ۱۶ قانون بودجه سال ۱۳۹۷ را که براساس آن مبلغ تسهیلات قرض الحسنه ازدواج برای هریک از زوجین در سال ۱۳۹۷، ۱۵ میلیون تومان تعیین شده را به شبکه بانکی ابلاغ کرد. ...

رابطه زناشویی ناموفق، علت ناتوانی مردان

ناتوانی و ضعف جنسی می تواند به دلیل ضعف مغز باشد که دارای علائــمی مانند کــدورت حــواس، فکــر مشوش، کم بودن میل جنسـی و عدم لـذت از نزدیکـی جنسی باشد. ...

کتاب های برتر سال ۲۰۱۷

در این دنیای مدرن که امروز ما در آن زندگی می کنیم همه چیز با سرعت نور جلو می رود و خیلی خوب است که ببینیم هنوز فعالیت هایی مانند کتاب خواندن بخشی از زندگی روزهانه مردم را تشکیل می دهد. ...

چرا مدیریت زمان زندگی مان را نابود می کند؟

این روزها اکثر ما از فشار و شدت کارها خسته و فرسوده ایم و آرزو می کنیم بالاخره روزی برسد که دیگر هیچ کار زمین مانده ای وجود نداشته باشد، همه چیز سر جایش باشد و بتوانیم لذت زندگی را بچشیم. راز جذابیتِ تکنیک ها و تمرین های «مدیریت زمان» هم در همین است. آن ها به ما ...

پرداخت وام ۱۵ میلیونی ازدواج از ابتدای اردیبهشت

سرپرست اداره اعتبارات بانک مرکزی پیش بینی کرد: پرداخت تسهیلات ۱۵ میلیون تومانی ازدواج از اواخر فروردین و اوایل اردیبهشت آغاز شود.

۲۶ سال زندگی متفاوت آقای «بی خیال»

ماجرا به ٢٦ سال قبل برمی گردد. زوج جوان باخبر می شوند که به زودی صاحب فرزند خواهند شد. لابد مثل هر زوج دیگری شاد می شوند و برای زندگی آینده برنامه می ریزند. لابد هر روز را در انتظار نوزادشان سر می کنند. لابد به خیال بافی هایی شوخ و سرخوش درباره آینده مشغولند. اما ...

کارشناس روابط بین الملل: افکار عمومی دنیای عرب ارتباط با رژیم صهیونیستی را نمی پذیرد

کارشناس روابط بین الملل: افکار عمومی دنیای عرب ارتباط با رژیم صهیونیستی را نمی پذیرد

به اعتقاد کارشناس مسائل بین الملل، اجتماع دنیای عرب با یهودیت اختلافات بسیاری دارند. یکی از دلایلی که در برخی از کشورها روابط با رژیم صهیونیستی برقرار نمی شود، صرفاً به خاطر مخالفت دولت ها نیست، بلکه افکار عمومی این موضوع را نمی پذیرد. ...

ازدواج احمدزاده و پروانه رسمی می شود؟

تصویری از فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه در فضای مجازی منتشر شده است که شک و شبهات را در مورد ازدواج آنها بیشتر می کند.

چرا مردها فکر می کنند همه چی تمام اند؟

مردها اصلا دوست ندارند فکر کنند اشتباه کرده اند! و از اینکه کسی بگوید آنها مقصرند متنفرند. مردها حتی از اینکه پیش خود فکر کنند «ممکن است» اشتباه کرده باشند هم بیزارند و بیشتر از هم از این بدشان می آید که قبل از اینکه خودشان بدانند، یک زن بداند آنها مرتکب اشتب ...

با کلاب رنتر یک قدم به زندگی مدرن نزدیک شوید

امروزه اینترنت بخش جداییâناپذیر از زندگی افراد است و به همین دلیل بسیاری از کسب و کارها خدمات و محصولات خود را از طریق سایتâهای اینترنتی به مردم معرفی میâکنند. ...

جزئیات و شرایط پرداخت وام ازدواج سال ۹۷ از ابتدای اردیبهشت

میزان پرداختی تسهیلات قرض الحسنه ازدواج در سال جاری دست کم با سال 96 یکسان است و متقاضیان جهت دریافت وام ازدواج می توانند از طریق سامانه ثبت نام کنند و نیازی به مراجعه حضوری به بانک ندارند. نوشته جزئیات و شرایط پرداخت وام ازدواج سال ۹۷ از ابتدای اردی ...

باقری: ملی پوشان پرسپولیس جزو آماده ترین نفرات هستند/ منشا حرفه ای زندگی نکند دچار مشکل می شود

باقری: ملی پوشان پرسپولیس جزو آماده ترین نفرات هستند/ منشا حرفه ای زندگی نکند دچار مشکل می شود

مربی تیم فوتبال پرسپولیس گفت: کاری به بقیه ملی پوشان ندارم اما نفرات ملی پوش پرسپولیس جزو آمده ترین نفرات این تیم هستند.

سلامت روانی و کیفیت زندگی زناشویی (جنسی)

 رابطه بین سلامت روان و روابط جنسی، رابطه ای متقابل و دوسویه است. به این شکل که ارضای نیاز جنسی برای زن و شوهر ، آرامش، آسایش و خشنودی و رضایت فراهم می سازد و از سوی دیگر، فردی(زن یا شوهری) که از نظر مؤلفه های سلامت روانی (یعنی نداشتن یا کم داشتن اضطراب ...

زیر ساخت روابط تجاری ایران و روسیه به قدر کافی فراهم نشده است

رئیس اتاق بازرگانی تهران گفت: زیرساخت های کنونی به حد کافی توسعه نیافته و با ظرفیت های اقتصادی، تجاری و تولیدی موجود، نه تنها ایران و روسیه بلکه کشور های مستقر در منطقه فاصله زیادی با هم دارند. ...

تهران و مسکو در مسیر روابط راهبردی قرار دارند/ همکاری نزدیک ایران و روسیه باید تا رسیدن به امنیت کامل در سوریه و منطقه ادامه یابد

رئیس جمهور با تأکید بر اینکه تهران و مسکو در مسیر روابط کاملاً راهبردی قرار دارند ، اظهار داشت: روابط دوجانبه، منطقه ای و بین المللی ایران و روسیه در سالهای اخیر در طول دهه های گذشته کاملاً ممتاز بوده و امروز روابط بسیار صمیمانه و گسترده ای بین دو کشور برقرار شده ...

دلایل خیانت در زندگی زناشویی، راه هایی برای جلوگیری

وقتی که نیازهای احساسی و جسمانی ما به بهترین وجه برآورده شوند، تمایلی به جست و جوی آن ها در مکان های دیگر نداریم.

روابط زناشویی ناموفق، چه دلایلی دارد؟

رک و راست بگوییم، بیشتر دعواهای زن و شوهر بر سر پول، به ندرت به خود پول ربطی دارد.

پشت پرده حضور نداشتن همسر بن سلمان در سفرهای خارجی اش

ولیعهد عربستان سعودی در کنفرانس مطبوعاتی شب گذشته خود در پاریس درباره این موضوع که چرا همسرش او را در سفرهای خارجی همراهی نمی کند، توضیح داد.

داستان عاشقانه, داستان های عجیب اما واقعی

داستان های عاشقانه عجیب ولی واقعی

بالا ترجمه الهام مظفری: تقریبا پیدا کردن عشق هرگز مانند فیلم. بسیاری از افراد عشق خود را به دانشگاه یا محل کار یا از طریق اینترنت. در اکثر موارد نه چیزی عجیب و غریب و جادویی وجود دارد بیش از اندازه کافی خسته کننده می گویند که عشق واقعی وجود ندارد. گاهی اوقات عاشقانه بسیار عجیب و غریب و شگفت انگیز است که می تواند داستان فیلم است. این داستان نشان میدهد که عشق را می توان در مکان های واقعا عجیب و غریب و غیر منتظره پیدا کنید.نام مو زندگی به عنوان یک پناهنده واقعا سخت است. پناهندگان باید خانه زادگاه تعطیلات. اهداف خود را انتظار برای ارائه به جایی برای زنده ماندن. شما باید بنشینید. صبر در عدم قطعیت در ادامه به بود در نهایت قادر به زندگی جدید خود را آغاز کند. به طور کلی ۲۰۱۶ است. بالای ۲۵ سال و مو, ۱۹ سال پناهندگان سوری بودند که در کمپ پناهندگان در یونان زندگی می‌کردند. هادیل در یونان تنها بود و امیدوار بود دوباره به والدینش بپیوندد که به کمپینی در آلمان رفته بودند. وقتی تارک هادیل را دید، در نگاه اول عاشق او شد و سعی کرد سر صحبت را با او باز کند. هادیل ابتدا دو دل بود که با او حرف بزند، چون فکر می‌کرد غیرممکن است در چنین شرایط سختی عاشق شد. در نهایت، تارک موفق شد و آن‌ها عمیقا عاشق هم شدند. آن‌ها یکدیگر را داشتند و دیگر مهم نبود هیچ چیز دیگری در دنیا برایشان باقی نمانده است.   تنها یک مشکل وجود داشت: تارک مسلمان بود و هادیل مسیحی. هادیل با والدین خود تماس گرفت تا آن‌ها را از این رابطه آگاه کند و آن‌ها کاملا مخالفت کردند. عموزاده‌های هادیل برای جدا کردن آن ها، هادیل را به کمپ دیگری در یونان بردند. تارک بیچاره هیچ راهی برای بازگرداندن عشق خود پیدا نمی‌کرد. بعد از این شکست عمیق یک خبرنگار با تارک صحبت کرد. او به تارک ۱۰۰ دلار داد تا یک تاکسی بگیرد و با هادیل فرار کند. اکنون آن‌ها ازدواج کرده اند و هرگز نمی‌توانند آن‌ها را از هم جدا کنند.       امی و ویک یک زن سوئدی ۳۰ ساله به نام امی به آمستردام رفته بود. او منتظر دوستش روی نیمکتی در پارک نشسته بود که یک مرد بی خانمان جوان به او نزدیک شد. ریش‌های او بلند بود و بوی بسیاری بدی می‌داد. اما امی با چشمان باهوشش مرد جذابی را زیر آن ظاهر کثیف دید. ویک از او ساعت را پرسید و هر دوی آن‌ها به یک ساعت بزرگ که مقابلشان بود نگاه کردند و امی شروع به خندیدن کرد. آن‌ها چند دقیقه با هم صحبت کردند.    امی متوجه شد که نام او ویک و کانادایی است. او بعد از یک سفر اشتباه بی خانمان شده است. بیشتر روزش را گدایی می‌کند، غذا می‌دزدد، هیچ پولی ندارد تا با هواپیما به خانه اش برگردد و هر شب زیر بوته‌ها می‌خوابد. وقتی دوست امی رسید، امی از ویک پرسید: «می‌توانم باز هم ببینمت؟» آن‌ها چند روز بعد دوباره روی همان نیمکت یکدیگر را دیدند.   امی مجبور شد به خانه اش به وین برگردد، اما شماره تلفنش را به ویک داد. ویک می‌دانست که اگر بخواهد باز هم امی را ببیند باید دزدی و کارهای بد را ترک کند. او پول‌هایش را پس انداز کرد تا بتواند با قطار به وین برود و با امی تماس گرفت. چند سال بعد ویک توانست در مهندسی مکانیک فارغ التحصیل شود. آن‌ها ازدواج کردند و حالا دو فرزند دارند.     خوزه و بری وقتی خوزه ۱۶ ساله بود به خاطر یک قتل درجه دو به ۲۰ سال زندان محکوم شد. او بعد از گذراندن کل دوران بزرگسالی خود پشت میله‌های زندان، زمان زیادی داشت تا به اشتباهات نوجوانی خود فکر کند. او در کلاس‌های معتبر کالج در داخل زندان شرکت کرد و در وبسایتی ثبت نام کرد که آن‌ها را با کسانی که مایل بودند دوست مکاتبه‌ای آن‌ها شوند آشنا می‌کرد. خوزه با بری موریس آشنا شد. آن‌ها نامه‌هایی برای هم می‌نوشتند که ۲۰ - ۲۵ صفحه بود.   بری هیچ عکسی از خوزه ندیده بود، اما عاشق او شده بود. او احساس کرد خوزه با وجود تجاربی که دارد ارزش زیادی برای زندگی دارد و بلوغی در او می‌دید که هرگز در مردان دیگر ندیده بود. بعد از یک سال نامه نگاری، بری او را در زندان ملاقات کرد. یک سال بعد از ملاقات، تماس تلفنی و نامه نگاری، خوزه از بری خواستگاری کرد. آن‌ها در سال ۲۰۱۳ وقتی هر دو ۲۳ ساله بودند ازدواج کردند. بری قصد داشت به دانشگاه پزشکی برود و منتظر آزادی خوزه بماند. خوزه در سال ۲۰۲۰ آزاد خواهد شد.     هلنا و فرانز سال ۱۹۴۲ بود و یک زن جوان اسلواکی یهودی به نام هلن به آشویتز فرستاده شد. هلنا زیبا بود و یکی از آسان‌ترین شغل‌ها در بخشی از کمپ به او داده شد. شغل هلنا مرتب کردن وسایلی دزدیده شده از خانواده‌های یهودی و فرستادن آن‌ها به آلمان بود. او می‌توانست موهای خود را بلند نگه دارد و در خطر کشته شدن نبود. اما بسیاری از افراد خانواده او در بخش‌های دیگر کمپ کشته شده بودند؛ بنابراین درست مثل سایر زندانی‎‌ها تنفر خاصی از نازی‌ها داشت.   وقتی افسر ۲۰ ساله اس اس به نام فرانز در یادداشتی به او گفت: عاشق او شده، هلنا با نفرت آن را مچاله کرد. او حتی به فرانز نگاه هم نکرد. با این وجود فرانز به رفتار دوستانه با او ادامه داد. به او غذای اضافه می‌داد و در برابر سایر نگهبانان از او حفاظت می‌کرد. یک روز فرانز خواهر هلنا را از مرگ در اتاق گاز نجات داد و شخصا او را تا کمپی که هلنا در آن بود اسکورت کرد. خواهران به هم پیوستند و این برای هلنا کافی بود تا به فرانز فرصتی بدهد. آن‌ها با هم رابطه عاشقانه داشتند ولی وقتی جنگ تمام شد راهشان از هم جدا شد. با این حال وقتی هلنا به دادگاه رفت درباره شخصیت او شهادت داد و زندگیش را نجات داد.     ویکتوریا و جاناتان دختری به نام ویکتوریا یکی از کتابفروشی‌های مورد علاقه خود را در توئیتر دنبال می‌کرد که متوجه شد کسی که حساب توئیتر این کتابفروشی را آپدیت می‌کند بسیار باهوش و بامزه است. او در توئیتی نوشت که عاشق او شده است. درواقع این حساب توسط پسری هم سن و سال او با نام جاناتان اداره می‌شد. او به صورت پاره وقت در کتابفروشی کار می‌کرد. بعد از توئیت ویکتوریا آن‌ها با هم درباره نوشته‌های جاناتان صحبت کردند، اما هرگز مکالمه فراتر نرفت.   یک روز جاناتان توئیت کرد که عاشق دونات است. گرچه آن‌ها هرگز رو در رو ملاقات نکرده بودند، اما ویکتوریا با یک پاکت دونات به کتابفروشی رفت. آن‌ها را روی کانتر گذاشت و فرار کرد، چون خجالت می‌کشید. جاناتان بعد از کار به ویکتوریا پیشنهاد داد با هم بیرون بروند. اکنون سه سال و نیم از آن زمان گذاشته، آن‌ها با هم ازدواج کرده و جاناتان یک نویسنده حرفه‌ای شده است.     اما و آدم اما یک زن فرانسوی بود که در انگلستان زندگی می‌کرد. او حس کرد زندگی کاری پرمشغله اش مانع اجتماعی شدنش می‌شود بنابراین در یک وبسایت دوست یابی معتبر ثبت نام کرد. باتوجه به این که برای تایید آی دی باید ماهانه مبلغی پرداخت می‌شد، اما فکر کرد می‌تواند باور کند مرد جذابی با نام رونی واقعی است.   چند ماه بعد، اما عاشق این مرد شد، با اینکه هرگز یکدیگر را ندیده بودند. ولی متوجه شد که این یک دام است. عکس‌های رونی در واقع مدلی به نام آدم گوزل بودند که در ترکیه زندگی می‌کرد. اما شجاعانه به آدم پیغام داد و به او گفت که یک نفر از عکس‌های او سوء استفاده می‌کند. در یک دوره چند ماهه، آن‌ها با هم صحبت کردند و عاشق هم شدند. برخلاف رونی، آدم واقعی بسیار راغب بود تا از طریق اسکایپ واقعی بودن خود را ثابت کند. آن‌ها واقعا با یکدیگر ملاقات کردند و در نهایت با هم ازدواج کردند.       مارک و زو در سال ۲۰۰۳، زو هر روز برای کار با قطار به لندن می‌رفت. یک روز مردی که قبلا هرگز متوجه او نشده بود در حال کتاب خواندن در همان قطار بود. زو فکر کرد او بسیار جذاب است و از کتابی که انتخاب کرده بود فهمید باید مرد باهوش و عمیقی باشد. زو چند بار سعی کرد توجه او را جلب کند، اما مرد همیشه آنقدر روی کتابش تمرکز کرده بود که متوجه او نمی‌شد.   یک روز زو شجاعتش را جمع کرد و هنگام پیاده شدن یادداشتی برای او گذاشت. او در نامه توضیح داد که هر روز او را می‌بیند و به نظرش دوست داشتنی می‌رسد؛ و آدرس ایمیلش را برای او گذاشت. همان روز مرد جوابش را داد. او گفت: نامش مارک است و نامزد دارد. زو شکست خود را پذیرفت و بدون اینکه دیگر صحبت کنند هر روز با همان قطار سفر می‌کردند. هشت ماه بعد، مارک مجرد شد. او به زو ایمیل داد و با او قرار گذاشت. آن‌ها اکنون ازدواج کرده و دو فرزند دارند.     اریکا و آرت اریکا در کالیفرنیا و آرت در نیویورک زندگی می‌کردند. اگرچه آن‌ها هزاران کیلومتر با یکدیگر فاصله داشتند، ولی یکدیگر را در اینستاگرام پیدا کردند. هردوی آن‌ها عضو یک جامعه ادبی آنلاین بودند که از یک هشتگ برای دنبال کردن نوشته‌های هم استفاده می‌کردند. بالاخره آن‌ها با هم صحبت کردند و بعد از یک سال تماس تلفنی و مجازی عمیقا عاشق هم شده و تصمیم گرفتند ازدواج کنند، حتی قبل از اینکه رو در رو یکدیگر را ببینند. اریکا و آرت در سال ۲۰۱۶ برای اولین بار در فرودگاه کالیفرنیا یکدیگر را دیددند. آرت روی یک زانو نشست و از اریکا خواستگاری کرد. آن‌ها فورا با هم ازدواج کردند. آرت گفت: وقتی عاشق می‌شوید قلبتان را دنبال کنید.